محمد تقي الأستر آبادي
ديباچه 7
شرح فصوص الحكمة
نسخهاى از آن در آستان رضوى ( 4 : 189 ش 836 ) هست كه آغاز و انجام آن افتاده و نمىتوان شناخت كه از كيست و همين اندازه پيداست كه از سدهء يازدهم بايد باشد . نسخه از نيمههاى فص يكم است تا مىرسد به شرح فص بازپسين آن . 4 - شرح فصوص كه براى داود پاشا فرمانرواى بغداد درگذشتهء 1242 ساختهاند و در فهرست اسعد طلس ( ص 109 ) و جبورى ( 2 : 285 ) از نسخهء آن ياد شده است ( بروكلمن 1 : 211 - فهرست دانشگاه 3 : 281 ) . 5 - از شرح فصوص امير جلال استرآبادى شاگرد دوانى كه در 931 در گذشته است نيز ياد كردهاند ( فهرست آستان رضوى : 4 : 187 - فهرست دانشگاه 3 : 281 - دانشمندان آذربايجان 39 ) ولى اكنون چيزى درست دربارهء آن نمىدانم . 6 - در فهرست دانشگاه ( 3 : 119 ) از حاشيه بر بندى از فصوص يادى هست . 7 - دانشمندى در همين روزگاران براى محيى الدين صبرى كردى فصوص را در سه مقصد گذارده است : 1 - احكام الماهيات در 6 فص . 2 - الهيات در دو مطلب : الواجب و صفاته در 22 فص ، ابداعيات در 3 فص . 3 - انسان در دو مطلب : الاجزاء العامّة للماهيّة در 19 فص ، نبوت در 3 فص . نام آن عجائب النصوص في تهذيب الفصوص است و آن با هياكل النور سهروردى و ترجمهء كبرى به عربى از شمس الدين محمد گرگانى در مصر به سال 1335 به چاپ رسيده است . در برخى از فهرستها ( مشار 618 - معجم المطبوعات 1061 ) آن را از شيخ اشراقى پنداشتند گويا چون هياكل النور از او است ولى خود نسخه گواهى ميدهد كه چنين نيست . همهء اينها كه ياد كردهايم به عربى است . 8 - همين شرح كه به فارسى است و جدا از متن نه آميختهء با آن و ناتمام و ميرسد به فص 42 ، و از ابو جعفر محمّد تقى پسر عبد الوهاب پسر حسين پسر سعد اللّه